00: 00: 23
-
تاریخ: 1405/5/22 ساعت: 5:35
اسفند ؛ عین ِ پنجشنبه هاست . که همیشه صدبار قشنگ تر از جمعه هاست ! اصلا از همون آغازش قشنگه حس بوی بهار از پشت پنجره و آفتاب ِ گرم و بی جون از لای پرده ها روی پوست سرد خونه... شور ِ قشنگ چهارشنبه سوری اسفند یعني یک سال دیگه یعنی یه شانس دیگه * خیلی خوشحالم از اینکه امروز اولین روز اسفند هست . کلا زم...
00: 00: 26
-
تاریخ: 1405/5/22 ساعت: 5:35
" وقتی تو میخندی دنیا ماله منه هرجا که تو باشی پیشت جای منه " * این آهنگ فوق العادس و چقدر دلم واسه خنده های خیلیها تنگ شده . پ.ن : من کلا میتونم بگم که در تمام روز به طور مرتب به تمام کارا و حرفا و حرکات و چهره و صدا و لباس پوشیدنا و خلاصه همه روزهایی که با حامدخان داشتیم فکر میکنم و هر روز یه قسمت...
00: 00: 28
-
تاریخ: 1405/5/22 ساعت: 5:35
* و شاید مهر بیست سال دیگر، تو به عادت همیشه، وارد کلاس بشوی.به چهره های کم تجربه و مشتاق سی چهل تا دانشجو که زل زده اند به دهانت، سرسری نگاه کنی.لیست اسامی را برداری.عینکت را به چشم بزنی. میان پارمیدا ها و آرش ها و سارینا ها و کیان ها، به اسمی بربخوری که تو را به بیست سال قبل پرت کند.زیر لب بگویی م...
00: 00: 29
-
تاریخ: 1405/5/22 ساعت: 5:35
گفت : آدم ها دو جور گریه دارن ؛ وقتی که غمگینن و وقتی که خیلی خیلی غمگین... گفتم : خب مگه اینا فرقی هم دارن؟ گفت : اره ، دومی دیگه اشک نداره... پ.ن:اومدم مثلا از حال خوب این چند روزم بنویسم از دوستام،از دورهمی که قراره بعد شش هفت سال اتفاق بیفته، از حامد خان،از خوابم،از تیر ماه که گذشت و من نتونستم ...
00: 00: 30
-
تاریخ: 1405/5/22 ساعت: 5:35
نامِهـ هایـِ شَبانِهـ نامه های دختری که به زندگی می اندیشد 00:00:30 در روز جاری11/04/96 هست و من حدودا یکسالی هست پستی نذاشتم.امشب باز دلم هوس نوشتن کرد.یعنی از شاملو یه نوشته ای خوندم و دلم پر زد و اومدم .داشتم یه وبلاگ دیگه می ساختم تا آغاز کنم به نوشتن دوباره ولی یکدفعه تصمیم گرفتم بیام اینجا و ا...
00: 00: 31
-
تاریخ: 1405/5/22 ساعت: 5:35
میدانی چیست..!یک وقت هایی باید خودت را به بیخیالی بزنی...بیخیال تمام ادم هایی که دوستت ندارند!بیخیال تمام کار هایی که می خواستی بشود...ولی نشد!بیخیال تمام اتتترکب هایی که خوردی!بیخیال هخخر کس که امروز وارد زندگیت شد و زمان آینده رفت!بیخیال تلاش های بی خروجی ات...،دوست داشتن های بی ثمر ات!وقتی کسی دو...
00: 00: 32
-
تاریخ: 1405/5/22 ساعت: 5:35
Biri vardı çoktan izi kaldı kalpteÇamımın damlasındaDuruyormuş orda sanki bir düşmancasınaSevemezmisin aşkı bağlayamazmı gönlümün bahçesineKanadım kırıldı bak yağmurum ol yağ yüzüme Tükendim çok yaraları açanDağılmıyor içimdeki dumanSen istersen yanalım o zamanGel artık yok yüreğe dokunan یکی هست که...
00:00:32
-
تاریخ: 1397/9/8 ساعت: 13:36
Biri vardı çoktan izi kaldı kalpteÇamımın damlasındaDuruyormuş orda sanki bir düşmancasınaSevemezmisin aşkı bağlayamazmı gönlümün bahçesineKanadım kırıldı bak yağmurum ol yağ yüzüme Tükendim çok yaral
00:00:31
-
تاریخ: 1396/7/10 ساعت: 2:15
میدانی چیست..!یک وقت هایی باید خودت را به بیخیالی بزنی...بیخیال تمام ادم هایی که دوستت ندارند!بیخیال تمام کار هایی که می خواستی بشود...ولی نشد!بیخیال تمام اتتترکب هایی که خوردی!بیخیال هخخر کس که امروز وارد زندگیت شد و فردا رفت!بیخیال تلاش های بی نتیجه ات...،دوست داشتن های بی ثمر ات!وقتی کسی دوستت ند...
00:00:20
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 6:41
اولین بار هایمان همیشه در خاطرم میماند رویا هایمان و تمام دوستت دارم هایی که میگفتی در عمیق ترین جای مغزم حک شده به ظاهر فراموش کرده ام هر چه بوده را اما عمق فاجعه را میدانم فاجعه همان وقت هاییست که عابران بوی تو را میدهند و نیمه شب ها موسیقی همیشگیمان از ماشین های کناری پخش میشود و من من ... منفجر
00:00:21
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 6:41
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
00:00:23
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 6:41
اسفند ؛ عین ِ پنجشنبه هاست . که همیشه صدبار قشنگ تر از جمعه هاست ! اصلا از همون شروعش قشنگه حس بوی بهار از پشت پنجره و آفتاب ِ گرم و بی جون از لای پرده ها روی پوست سرد خونه... شور ِ قشنگ چهارشنبه سوری اسفند یعني یک سال دیگه یعنی یه شانس دیگه * خیلی خوشحالم از اینکه امروز اولین روز اسفند هست
00:00:24
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 6:41
* یه خبر خوب دارم و یه خبر بد...!- خبر خوب ؟! * داره ازدواج میکنه... - خبر بد ؟! - داره ازدواج میکنه.../. پ.ن : آهای آشنای آشنا که اینجا هستی و اینجا رو میخونی ، بالای صفحه یه ضربدره ، روش یه کلیک کن و برو پی زندگیت :)
00:00:25
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 6:41
سلام خدای خوبیها ....امروز اولین روز سال نود و پنج است و من مطمئنم خدایی دارم که امسال را برایم بهترین سال زندگیم رقم خواهد زد .عاشقتم مهربون خدای من ؛)
00:00:26
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 6:41
" وقتی تو میخندی دنیا ماله منه هرجا که تو باشی پیشت جای منه " * این آهنگ فوق العادس و چقدر دلم واسه خنده های خیلیها تنگ شده . پ.ن : من کلا میتونم بگم که در تمام روز به طور مرتب به تمام کارا و حرفا و حرکات و چهره و صدا و لباس پوشیدنا و خلاصه همه روزهایی که با حامدخان داشتیم فکر میکنم و هر روز یه ق
00:00:27
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 6:41
" تمومِ جونِتَم واسه رو پا بودنت بذاریبازم زانوهات خم میشه یه جاهایی..." * خسته ، اماااااا ... با لبخند :) پ.ن:این روزها به یه چیزی مثه معجزه یا شایدم فرامعجزه نیازمندیم .
00:00:28
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 6:41
* و شاید مهر بیست سال دیگر، تو به عادت همیشه، وارد کلاس بشوی.به چهره های کم تجربه و مشتاق سی چهل تا دانشجو که زل زده اند به دهانت، سرسری نگاه کنی.لیست اسامی را برداری.عینکت را به چشم بزنی. میان پارمیدا ها و آرش ها و سارینا ها و کیان ها، به اسمی بربخوری که تو را به بیست سال قبل پرت کند.زیر لب بگویی م
00:00:29
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 6:41
گفت : آدم ها دو جور گریه دارن ؛ وقتی که غمگینن و وقتی که خیلی خیلی غمگین... گفتم : خب مگه اینا فرقی هم دارن؟ گفت : اره ، دومی دیگه اشک نداره... پ.ن:اومدم مثلا از حال خوب این چند روزم بنویسم از دوستام،از دورهمی که قراره بعد شش هفت سال اتفاق بیفته، از حامد خان،از خوابم،از تیر ماه که گذشت و من نتونست
00:00:30
-
تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 6:41
امروز11/04/96 هست و من حدودا یکسالی هست پستی نذاشتم.امشب باز دلم هوس نوشتن کرد.یعنی از شاملو یه نوشته ای خوندم و دلم پر زد و اومدم .داشتم یه وبلاگ دیگه می ساختم تا شروع کنم به نوشتن دوباره ولی یکدفعه تصمیم گرفتم بیام اینجا و ادامه بدم.نشستم از اولین پستم خوندم و خیلی خودجوش یکمی تغییرات دادم و چندت