خرید بک لینک

درباره سایت

00:00:30

امکانات وب

میدانی چیست..!
یک وقت هایی باید خودت را به بیخیالی بزنی...
بیخیال تمام ادم هایی که دوستت ندارند!
بیخیال تمام کار هایی که می خواستی بشود...ولی نشد!
بیخیال تمام اتتترکب هایی که خوردی!
بیخیال هخخر کس که امروز وارد زندگیت شد و فردا رفت!
بیخیال تلاش های بی نتیجه ات...،
دوست داشتن های بی ثمر ات!
وقتی کسی دوستت ندارد اصرار نکن!
وقتی کسی برایت وقت ندارد خودت را به زور در برنامه هایش جا نده!
وقتی کسی نمی خواهد تو را ببیند پا پیچش نشو!
زندگی همین است!
شاید تو برای همه وقت بگذاری ولی قرار نیست همه دوستت داشته باشند و برایت وقت داشته باشند
شاید بهانه هایشان برای فرار تو را قانع نکند...
ولی به قول سموئل بکت:
"گاهی فقط باید لبخند بزنی و رد شوی...بگذار فکر کنند نفهمیدی...! خب این چند روزه یه سری اتفاقات پشت سر هم در حال اتفاق افتادن هستند.از حامدخان و غریب آشنا و ارشد قهرودعوا با خانواده و گیر کردن من بین چندین راه....خب حامدخان که دلمان برایش تنگ است.خیلی زود اومد فکر نمیکردم که حالا حالاها بیاد ولی اومد دیگه و خیلی شیک اومدو به کاراش رسیدو اینوروو اونوراشو رفت و بازم رفت....حامدخان که رفت سروکله غریب آشنا پیدا شد.وقتی خبرشو شنیدم خوشحال شدم.میدونستم میاد و امیدوارم که بمونه و شرایط هم جور بشه واسه موندنش.حالا ببینیم چی میشه....ارشدم جواباش اومد ولی اون جیزی که میخواستم نشد.یعنی بقدری این دو روزه از خدا خواستم که من از 24 انتخاب سراسریم حداقل یکیش رو قبول بشم ولی نشد و آزاد قبول شدم.نمیدونم بقول بچه های گروه شاید حکمتیه.پسره بهشتی قبول شده بهترین جا و بهترین رشته بعد ناراحته چرا تهران نیاورده و همشم میگه شاید حکمتیه.حالا من سراسر ایران رو انتخاب کرده بودم و قبول نشدم هم میگم شاید حکمتیه...از دو هفته ده روز پیش با خانواده سر یه داستان ساختگی یه فرد مجبور شدمیم یکم بحث و جدل کنیم و حرفهایی زده شد و ناراحتی هایی بوجود آمد که مجبور شدم فعلا باهاشون کاری نداشته باشم و حرفی نزنم.با اینکه این روزهای کم حرفی بدترین رفتارها و بدترین حرفهارو دارم از جانب "م" دارم میشنوم ولی هنوز سکوتم رو نگه داشتم....حالا جدای همه اینها موندم سر چند راهیه بزرگ موندم که واقعا آینده ام رو تحت تاثیر قرار میده.یعنی ارشد و غریب اشنا.شاید بین این دوتا یکیشو انتخاب کنم.شاید هردورو انتخاب کنم.شاید هیچ کدوم.شاید یکیشونو الان انتخاب کنم یکیشونو بعد یکی دو یا سه سال دیگه.بعد این وسط اگه غریب آشنا رو انتخاب کنم بحث حامدخان بلاتکلیف می مونه.بحث حامدحان بلاتکلیف بمونه کل برنامه ریزیهای یک ساله ام برای آینده ام هیچ میشه.شایدم کل برنامه های آینده منتفی بشه.بعد بحث کار کردن و بحث مالی هم هست.چون الان قضیه مالی و آینده و این چیزا خیلی مهمه.ارشد حدود12-15،غریب آشنا50-60،حامدخان هم50-60.بعد متاسفانه یا خوشبختانه هیچ زمانی هم ندارم.نمیدونم حالا .حسابی گیر کردم که کدوم راه رو برم.به قول پسره ببینیم چه کنیم و چه حکمتیه.

برچسب: نویسنده: پرهام حیدریان تاريخ: دوشنبه 10 مهر 1396 ساعت: 2:15

صفحه بندی