خرید بک لینک

درباره سایت

00:00:30

امکانات وب

اسفند ؛

عین ِ پنجشنبه هاست .

که همیشه صدبار قشنگ تر از جمعه هاست !

اصلا از همون شروعش قشنگه

حس بوی بهار از پشت پنجره

و آفتاب ِ گرم و بی جون از لای پرده ها روی پوست سرد خونه...

شور ِ قشنگ چهارشنبه سوری

اسفند یعني یک سال دیگه

یعنی یه شانس دیگه

* خیلی خوشحالم از اینکه امروز اولین روز اسفند هست . کلا زمستونو خیلی دوست دارم و اسفند هم که دیگه جای خود داره .

پ.ن 1 : می دونی قشنگ ترین احساس چه وقتیه ؟!وقتی برمیگردی یواشکی بهش نگاه کنی،میبینی که اونم داشته بهت نگاه میکرده....!

* واایی حامد خان ما رو میگه ها...میدونی این متن رو خوندم یاد چه روزی افتادم ؟ یاد روز امتحان روش افتادم که تو یکی دو تا صندلی جلوتر از من وایساده بودی و من سرم رو بلند کردم که ببینمت ، دیدم تو هم داری منو نگاه میکنی..[وااای که بهترین حس دنیا بود] و بعد که نگاهامون تو همدیگه گره خورد هر دوتامون خجالت کشیدیم و زودی سرمون رو انداختیم پایین...حامد خان ...؟!هی میگم این هفته پاشم بیام ببینمت ولی جور نمیشه . حامد خان ...؟!بچه ها میگن از همه لحاظ خیلی تغییرکردی.میگن خشن شدی...؟!چرااا؟!

پ.ن2 :الان چند وقتی میشه که یه پست خیلی خوب در مورد جناب حامد خان نوشتم . ولی هرکاری می کنم ، نمی تونم ثبتش کنم . اصلا دست و دلم به ثبتش راضی نیست :) هنوز درگیرم باهاش :)

* وقتی اینو نوشتم یاد شعری از هوشنگ ابتهاج افتادم که میگه :"نشود فاش کسی انچه میان من و توست/تا اشارات نظر نامه رسان من و توست /گوش کن با لب خاموش سخن میگویم ....

پ.ن3 : تو این ماه ، تو این بهمن ماه ؛ خیلی اتفاقای خوب و بد افتاد و هیچ کدوم ثبت نشده باقی موندند . از تولد رفیق و رفت و امدها تا تصادف کردن من و اتفاقات خانواده . ولی .../.

برچسب: نویسنده: پرهام حیدریان تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 6:41

صفحه بندی