امروز11/04/96 هست و من حدودا یکسالی هست پستی نذاشتم.امشب باز دلم هوس نوشتن کرد.یعنی از شاملو یه نوشته ای خوندم و دلم پر زد و اومدم .داشتم یه وبلاگ دیگه می ساختم تا شروع کنم به نوشتن دوباره ولی یکدفعه تصمیم گرفتم بیام اینجا و ادامه بدم.نشستم از اولین پستم خوندم و خیلی خودجوش یکمی تغییرات دادم و چندتا از پستهارو حذف کردم و چندتاشو ثبت موقت.
تصمیم گرفتم از این به بعد نامه هایی بنویسم برای حامدخان.آخه خیلی دلتنگشم.خیلی.و حالا یه موقع هایی هم روزانه نویسی.
همینجوری که نگاه کردم دیدم خیلیا نیستن و بیشتر صفحات بلاگفا واسه تبلیغات و کار و خبر و اینجور چیزا شده.خیلی برام عجیب بود.
برچسب:
نویسنده: پرهام حیدریان